الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
8
تفسير مجمع البيان (فارسى)
و داناى چيزهايى است كه مخفىتر از راز است . برخى گفتهاند : يعنى : چه صدا را بلند كنى چه صدا را بلند نكنى خدا داناست . دربارهء اينكه آيا مخفىتر از راز چيست ؟ اختلاف است . برخى گفتهاند : راز آن چيزى است كه شخص در نهان به ديگرى مىگويد و مخفىتر از راز آن چيزى است كه در دل خود مخفى مىسازد . اين قول از ابن عباس است . قتاده و سعيد بن جبير و ابن زيد گويند : سر چيزى است كه شخص در دل خود پنهان مىسازد و مخفىتر از سر آن چيزى است كه كسى آن را نميداند تا در دل پنهان سازد . برخى گويند : سر چيزى است كه الان در خاطر تو ميگذرد و مخفىتر از سر آن چيزى است كه بعداً بخاطر تو خواهد گذشت . « 1 » مجاهد گويد : سر آن چيزى است كه از مردم پوشيده ميدارى و مخفىتر از آن وسوسه است . زيد بن اسلم گويد : يعنى خداوند اسرار مردم را ميداند و اسرار خود را از مردم پوشيده داشته است ( در اين صورت « اخفى » فعل ماضى است ) . امام باقر و امام صادق ( ع ) ميفرمايند : سر يعنى چيزى كه در ضمير خود پنهان ميكنى و مخفىتر از سر آن چيزى است كه قبلا به قلب تو خطور كرده و فراموشش كردهاى « 2 » ( السر ما اخفيته فى نفسك و اخفى ما خطر ببالك ثم نسيته ) . اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى : جز او هيچكس سزاوار پرستش نيست . او را نامهايى است كه بر يگانگى و نعمت بخشى او دلالت دارد و بهر كدام كه او را بخوانى رواست . پيامبر خدا فرمود : خدا را نود و نه نام است كه هر كس آنها را مورد
--> ( 1 ) - اين معنى با آنچه امروز بنام ذهن خود آگاه و ناخودآگاه گفته مىشود كاملا متناسب است . ( 2 ) - در پاورقى پيش اشارهاى به ذهن خود آگاه ، و ناخودآگاه كرديم . توضيح آن اين است كه هميشه ذهن انسان همچون گنجينهاى است پر از اسرار . بعضى از اين اسرار فعلا مورد توجه شخص نيستند ولى بعداً ممكن است به مناسبتى متذكر آن شوند . اين قسمت از گنجينهء ذهن را ذهن ناآگاه مىگوييم . اما آن اسرارى كه الان مورد توجه شخص هستند قسمت آگاه و غير معقول ذهن هستند ، از نظر امام پنجم و ششم دعا « سر » قسمت آگاه ذهن و « اخفى » قسمت غير آگاه ذهن است .